Friday، October 30، 2009

آنجا که زبان از بیان قاصر هست

من فقط کپی و پیست می کنم!! حرفی دیگر نمی شود زد!! اشک ریختن بی فایده است اما من واقعا از ته قلب گریه کردم!!

هویت زن جوانی که فرزند 5روزه‌اش را کشته بود، بعد از اعدام افشا شد

حوادث - هویت واقعی زن جوانی که هفته گذشته به اتهام قتل نوزاد 5 روزه‌اش به دار آویخته شد با مراجعه یکی از بستگانش به دادسرای جنایی تهران فاش شد.

روزنامه ایران نوشت:

صبح دیروز مرد میانسالی با موهای سفید و دستانی لرزان وارد شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی شد و در حالی که یک جلد شناسنامه و صفحه روزنامه‌ای در دست داشت، گفت: «من دایی خورشید هستم. همان دختری که صبح چهارشنبه 29 مهر در زندان اعدام شد.»

قاضی جابری که با شنیدن نام خورشید تعجب کرده بود، گفت: «پدرجان تا آنجا که می‌دانم فردی به این نام در میان اعدامی‌ها نداشتیم.

- بله، می‌دانم. او خودش را سهیلا معرفی کرده بود. می‌گفتند به اتهام کشتن بچه‌اش زندانی شده اما باید بگویم اسم واقعی‌اش سهیلا نبوده! اگر هم باور ندارید شناسنامه‌اش را ببینید!

وی سپس شناسنامه‌ای را مقابل قاضی گذاشت و گفت: متأسفانه زندگی خورشید حدود 10 سال قبل وقتی پدرش در یک نزاع محلی کشته شد از هم پاشید و وضعیت زندگی‌اش به هم خورد بعد هم از خانه فرار کرد. او برایم پیغام گذاشته بود دفترچه خاطراتش را بخوانم تا علت فرارش را بدانم. وقتی خورشید از خانه فرار کرد دنبالش نرفتیم چون ما از یک قوم متعصب و از ساکنان یکی از شهرهای جنوب کشور هستیم و دختری که از خانه فرار کند دیگر ارزش و اعتباری برای خانواده ندارد. با این حال فرار خورشید از خانه، مادرش را پیر و شکسته و خواهرش را مجنون کرد. من که خودم را در قبال آنها مسئول می‌دیدم خواهرم و سه فرزندش را به شهر محل زندگی خودم بردم و برایشان خانه‌ای تهیه کرده و سرپرستی‌شان را بر عهده گرفتم. در تمام این سال‌ها آنقدر درگیر مشکلات خود و خواهرم بودم که متأسفانه خورشید را فراموش کردیم. تا این‌که اردیبهشت امسال خانم مددکاری از زندان با ما تماس گرفت و گفت: خواهرزاده‌ام در زندان است و می‌خواهد با ما صحبت کند. اما با شنیدن این جمله آنقدر عصبانی شدم که گفتم: اعدامش کنید و نگذارید آزاد شود.

مرد میانسال که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: باور کنید نمی‌دانم چرا این حرف را زدم اما به خدا بلافاصله پشیمان شدم و گفتم تلفن را بدهید با او صحبت کنم. وقتی صدایش را شنیدم دلم گرفت. از آن همه شادابی و نشاط 10 سال قبل هیچ اثری در صدایش نبود. او مثل یک زن جا افتاده صحبت می‌کرد، گفت: دایی اینجا غیر از خانم مددکار هیچ کس هویت واقعی مرا نمی‌داند. به همه گفته‌ام کسی را در این دنیا ندارم اما تو می‌دانی که من چقدر فامیل دارم اما اینجا تنها و غریبم. در این سال‌ها خیلی سختی کشیدم. اگر می‌توانی بیا و برایم کمی پول بیاور.

گفتم: پول می‌خواهی چه کار؟

گفت: اینجا فقط غذا مجانی است اما دلم میوه می‌خواهد. وقتی بقیه هم سلولی‌هایم میوه یا شیرینی می‌خورند من هم دلم می‌خواهد. چون 3 سال است که میوه نخورده‌ام!

دایی سهیلا ادامه داد: خواهرزاده‌ بیچاره‌ام به من نگفت قرار است اعدامش کنند و گرنه هر کاری از دستم برمی‌آمد برایش انجام می‌دادم. از آخرین تماس تلفنی‌مان چند ماه گذشت تا این‌که صبح 28مهر - یک روز قبل از اعدام - وقتی رفتم خانه خواهرم، پسرش گفت: خورشید تلفن کرده و گفته اگر می‌توانید مامان را به اینجا بیاورید تا ببینمش. دلم خیلی برایش تنگ شده و فقط همین امشب را فرصت دارم. اما متأسفانه نتوانستیم بیاییم. یعنی فکرش را هم نمی‌کردیم بخواهند اعدامش کنند. اما حالا بشدت ناراحتم، خیلی زیاد. ای کاش به دیدنش آمده بودیم. باور کنید من تمام ماجراهای زندگی‌اش را بعد از مرگش و چاپ عکسش در روزنامه‌ها فهمیدم. او دختری بدبخت و کوچک‌ترین فرزند خانواده بود.

متأسفانه پدرش بعد از بازنشستگی، یک دکه کوچک راه انداخت و خورشید را در نوجوانی وادار می‌کرد سیگار بفروشد. از همان جا بود که کم‌کم مسیر زندگی‌اش عوض شد. خورشید دختر زیبایی بود اما در مسیر درستی قرار نگرفت و در سن کم به خاطر مشکلات خانواده‌اش به بیراهه رفت شاید هم مردن برای او بهتر بود. چون دیگر راه برگشتی برایش وجود نداشت. حالا هم آمده‌ام تا جسدش را تحویل بگیرم و آن را به شهرمان ببرم و دفنش کنم.

قاضی جابری با شنیدن این حرف گفت: سهیلا شب آخر وصیت کرده به هیچ عنوان جنازه‌اش را تحویل خانواده‌اش ندهیم.

وی در ادامه گفت: خواهرزاده شما از زمان دستگیری‌اش به اتهام قتل پسر 5روزه‌اش در بهزیستی - شهریور 85- خود را سهیلا معرفی کرده و تمام مراحل قانونی پرونده با این هویت - که البته برای ما جعلی بودنش محرز بود - طی شد. اما از آنجا که می‌گوئید مددکار زندان از هویت واقعی سهیلا مطلع بوده تلاش خواهیم کرد در صورت اثبات هویت واقعی‌اش، جسد را به خانواده‌اش تحویل دهیم

Thursday، October 29، 2009

توپ تانک فشفشه

من با شعار " مرگ بر ..." خیلی مخالف نیستم، مرگ بر دیکتاتور بسیار قشنگ هست،به جز در زمانی که بخواهم به صورت روشنفکر خودم را جلوه بدهم.
این سخنرانی سد علی گدا، خیلی ترکش داشته !! لامصب یک زری می زند، انگار سیل موضوع میاد!!
فرمودند که " چرا شعار مرگ بر امریکا و اسراییل حذف شده". منظور سد علی، همان روز قدس هست که فریاد های مرگ بر روسیه و چین همه جا پیچیده بود. خدمت آقا عرض کنم، روز قدس بعد از سالها مرد واقعی، نه جیره خوار، به خیابان آمدند. مردمانی که سالهاست امریکا را دشمن اول خود نمی دانند!! مردمی که اسراییل و فلسطین را بیهوده ترین موضوع دنیا می دانند و از دودی که این آتش به چشمانش می رساند خسته شده اند!! و حتی به خاطر سیاست شما از فلسطینی ها دل خوشی ندارند!! سد علی، مردم شعور دارند، مردم می بینند که این روسیه و چین هستند که کشور را تاراج می کنند و توی وطن فروش برای حفظ خودت دست به هر کاری می زنی!! همه مردم ایران می بینند که روسیه با استفاده از اهرم ایران و بازی دادن ایران با غرب معامله می کند!! سد علی حکومت تو و منافع مردم ایران، در جهت کاملا مخالف حرکت می کند.زیاد خودت را اذیت نکن.شعار مرگ بر روسیه و چین از طرف اصلاح طلبان نیامده است که از قلب و حس وطن پرستی مردم ایران آمده است.شعار مرگ بر تو هم بزودی شنیده خواهد شد
جواد لاریجانی آمد حرف بزند حضار بوی بد حس کردند!! فرمودند یا بهتر بگم زرتشون در رفت و صدا آمد"این چه معنی دارد که روی شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل خط می زنیم، بهتر است کسانی که تلاش می کنند برخی شعارها را به سمت روسیه و چین ببرند، توجه خودشان را به آمریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان شناخته شده ملت قرار دهند، چرا که سابقه دشمنی آنها در طول تاریخ برای ما روشن است". در مورد چین، بماند که آنها هم سود و نفت ارزان از ایران به بهانه های تحریم می گیرند، حرف نزنیم، دشمنی تاریخی ایران و روسیه در همه تاریخ ثبت شده است. روسیه برای دسترسی به آبهای آزاد با ایران و عثمانی جنگها کرده است!! قرداد ترکمنچای و گلستان را فراموش کرد!! ذخیره طلای ایران در روسیه را و پس ندادنش به مصدق را فراموش کردی!! اگر امریکا 50 سال و اسراییل به مدت 30 سال دشمن ما بودند روسیه حداقل برای 3 قرن دشمن ما بوده است !! امروز هم مثل گاو شیره مملکت را سر کیسه کرده و تو داری از دوستی با روسیه دم می زنی!! این دوست عزیز شما به هند تانک پیشرفته می فروشد به شما نه! به هند میگ می فروشد به شما نه!! جواد جون لطف قبل از اینکه حرف بزنی و کتاب تاریخ مدرسه ات را بخوانی!!
شعار های مردم در روز قدس، مو بر تن دیکتاتور های ایران سیخ کرده است. خوب می دانند که این شعار ها ، تبدیل به خواسته های می شود و خواسته های مردم دیر یا زود به واقعیت تبدیل می شود!!
در آخر اعلام می کنیم " توپ تانک فشفشه، فلان ننه رهبر"

Wednesday، October 28، 2009

رهبر کودتا

زنده باد رهبر ایران!! سید علی آقا گل!! حالا شدی بچه خوب!! خودت زودتر اعتراف می کردی ،که رهبر کودتا هستی!! تو چطور هنوز نتیجه انتخابات معلوم نشده ، اعلام می کنی که شما اشتباه می کنید و این عمل را انجام ندهید! چرا روز بعد از انتخابات اعلام می کنی انتخابات سالم بوده است؟ وظیفه تو اعلام درستی و صحت انتخابات نیست!! امروز بیشتر از هر روز دیگر ،دست خودت را رو کردی!! دوست عزیز، آ سد علی گدا!! این سخنرانی از ترس تو هست!! روز بعد از دیدار کروبی و موسوی، پیغام داری می فرستی که عقب بشنید؟ بعد از روز قدس، حساب دست آمده است و خودت می دانی چه وضعی ایجاد کردی! سعی داری مخالفین داخلی را خفه کنی در حالی که در برابر غرب کوتاه داری می آیی. از سیزده آبان می ترسی!! مانور راه می اندازی! تهدید می کنی! خبر های دانشگاه بهت می رسد یا نه!؟ خیلی دور نیست آوارگی تو. شاه یک جایی داشت فرار کند!! اما حتی طالبان هم بهت پناه نمی دهند.
سد علی ، بابایی، تو هیچ فرقی با دیکتاتور های دیگر نداری!! کوته فکری، خود بزرگ بینی و حماقت شاخصه همه دیکتاتور ها هست و تو هم مثل همه دیکتاتور های عالم ازش رنج می بری!! عجیب نیست.همه دیکتاتوریها محکوم به فناست

Monday، October 26، 2009

یه چیزی محض شادی ارواح خسته

ترکه به احمدی نژاد میگه: این قیافه خودته یا داری مسخره بازی در میاری؟

Saturday، October 24، 2009

زن و کتاب

زن و کتاب مثل هم هستند. شب که کارتون باهاشون تمام شد، جفتشون را می گذارید کنار و می خواببد

قطع سوبسید و جراح نابلد

من 4 سال پیش معتقد بودم ایران نیاز به یک جراحی اقتصادی بزرگ دارد. از اینکه احمد نژاد مجبور شد بنزین را جیره بندی کنند هم خوشحال بودم، چون مردم عادی بدون توجه به واقعیت کسی که اصلاحات اقتصادی را انجام می دهد، مورد تنفر قرار می دهند.اما امروز، احمد نژاد کاری می کنند وحشتناک هست.مریض را بردن اتاق عمل، بیمار اوژانسی را، بیمار نیاز دارد یک جراح عمل را انجام بدهد.بیماری که برای زنده بودن نیاز داره پاش قطع بشود. اما یک دانشجو سال یک زیست شناسی آوردن برای جراحی!! اول پای چپ را قطع می کند، بعد بدون اینکه به روی خود بیاره، می رود سراغ دست ها!! و این قصه ادامه دارد، آخرش هم اشتباهی یک شاهرگ را می برد و خلاص.
اقتصادی که باید خصوصی می شود، به انحصار نظامیان در آمد. اقتصاد خصوصی خوبه ولی خوب دیگر.خصوصی هست و برای ما.شما حق ندارید فعالیت اقتصادی بکنید، چون ما می خواهیم به سود برسیم.
قطع کردن یارانه های یکی از قدمهای بهینه سازی چرخه اقتصاد هست اما نه در این زمان و نه توسط این دولت. دولتی که فقط بسیجی را به عنوان مردم می شناسد .عدالت خوبه ،برابری خوبه، اما ما از مردم برابر تریم. دولت نظامی بعد از اینکه بخشهای سوده را تک تک تخسیر کرد، دست روی آخرین منبع گذاشته، نقت. سوبسید ها را قطع کرد، و دنبال پول در آوردن هم هست. همیشه در مورد بنزین گفتم، از نظر من دولت ایران هیچ وقت سوبسیدی برای بنزین نمی داد، چون که اجازه ورود خودرو با کیفیت نمی داد و قصد داشت با انحصاری کردن خودرو سود ببرد و می برد! اما با گران شدن بنزین،جهت برگشت.تهیه بنزین برای این ماشین های بی کیفیت دردسری تازه ایجاد کرد.
امروز دولت با آزاد کردن نان، برق، آب سعی دارد می کنند، از کسری بودجه اش جلوگیری کند.بدنه منبسط شده، دیگر با پول نفت 70 دلار سیر نمی شود. جالب بود همین چند روز پیش، در یک سمینار، دو روش بررسی می شد که یکی 17% بهتر از دیگری عملکرد داشت و سخنران دلیلش را محدود بودن تعداد تکرارهای مجاز می دانست. کسی که پول نا محدود دارد، بی هدف خرج می کند.دولت احمدی نژاد، بی هدف خرج می کند و به دلیل بی سوادی ، الان دیگر توانایی کنترل ندارد.پس باید آن بخشی که تا قبل از این به سمت مردم می رفت را مسدود کنیم و هر چه هست در این خندق بلا بریزیم. شکاف که این عمل ایجاد می کنند آنچنان شدید هست که به این زودی ها ترمیم نخواهد شد.تورم زیاد، اولین معضلی که ایجاد می کند شدید تر فقر هست و فقر جرم ، فساد و خشونت به جامعه تحمیل می کند.
تنها چیزی که از این طرح عاید مردم می شود، فقر، تورم و شکاف طبقاتی که اگر چه شدید بود اما الان به دره تبدیل می شود که به راحتی قابل پر کردن نیست.

این مقاله از سایت عباس عبدی هم بخوانید.جالب هست و مفید.

Sunday، October 18، 2009

شعر -اخوان- غزل 6 و 7

امشب دلم آرزوی تو دارد.

نجواکنان و بی آرام،خوش با خدایش،

می نالد و گفت و گوی تو دارد.

تو آنچه در خواب بینند

پوشیده در پرده های خیال آفرینند

تو آنچه در قصه خوانند

تو آنچه بی اختیارند پیشش،

خواهند و نامش ندانند

امشب دلم آرزوی تو دارد

اخوان ثالث



حالم از خودم بهم می خوره

Thursday، October 15، 2009

مزه برای ویسکی : آبجو

یک چیزی را اعتراف کنم که من از مزه مشروب چیز زیادی نمی فهم کلان الکل باشد،می خوریم، این کافی هست. اما یه برند هست به نام whyte and mackay که من یه مدت هست ویسکیش را می خرم. حالا یا خودم را گول می زنم یا واقعا خوبه!! این ویسکی روی من خیلی تاثیر خیلی خوبی دارد .خوب من را از این دنیا جدا می کند
اما چیز بهتری که به تازگی کشف کردم، یه مزه جدید هست!! آبجو!! ویسکی می خوری بعدش روی ویسکی آبجو میخوری!! چه لذتی داره!! خیلی ریلکس می کند!! عالی هست! هر چی بگم کم گفتم! اگر یه آبجو مثل بکس هم بزنید که خیلی بهتر هست!! شوری ملو بعد از الکل تند
اما این همه چیز نیست!! این برند، یه ویسکی بهتر داره به نام Jura که Single Malt هست.یه مزه دودی داره، این ویسکی با آبجو ، خوشبخت می کنه!! یک پیک می زنی! زندگی بهت لبخند ژکوند می زنه!! Cheeres

مقصر

اینکه نمی توانی کسی را مقصر بدانی یا بخواهی شکست هایت را توجیح نکنی حس عجیبی هست.اما الان حتی خودم را مقصر نمی دانم! من تمام تلاشم را کردم، کارم را درست دارم انجام می دهم،حتی زودتر از موعد و حالت عادی! بعضی از اوقات فکر می کنم که چرا دیگران به این نکات توجه نمی کنند یا چرا استادم برام کاری انجام نمی دهد؟ اما این راضیم نمی کند، نمی توانم خودم را تسکین بدهم که کوتاهی از من نبوده یا دیگران مقصر هستند!! یا خودم را سرزنش کنم
مثل همه دنبال یه چیزی می گردم که آرامم کنند اما هیچ چیزی پیدا نمی کنم.این بدترین حسی هست که دارم و یک مقدار ناامید شده ام

Wednesday، October 14، 2009

پارازیت

پارازیت در تهران دروغ هست!! نه مخابرات می داند که کی پارازیت می اندازد، نه دولت حرفی می زند، نه مجلس به جوابی می رسد. پس لابد شایعه هست دیگه! مشکل اینجاست که مردم همه ماهواره دارند، تا چند روز پیش ماهواره درست کار می کرد، در روزهای اخیر دیگر نمی گیره! اصغر آقا، همسایه هم به دیش شما دست نزده، جلوش هم نایستاده! خوب لابد اینم کار استکبار جهانی هست که پارازیت می اندازه که برنامه های استکبار جهانی را نگاه نکنید و غرب زده نشوید!!
این ضرب المثل که کافر، دور از جان کافر که اینقدر خر نیست ، همه را بکیش خود پندارد در مورد این دولت و سپاه و این گروه کور کچل ناقص العقل کاملا صدق می کنه!! خودشان در حد گوسفند نمی فهمند، فکر می کنند ملت خر هستند!! حتی احتمالا نمی دهند که ملت گوسفند باشه ها!! فقط فکر می کنند خر هستند! یک آدم عاقل پیدا نمی شود به این حیوانات دو پا بگویید که بابا جان همه می دانند که این پارازیت ها کار سپاه هست.هر آدمی عاقل می فهمد که میدان مغناطیسی و موجهای قوی ویتامین ب-کمپکلس نیست که برای آدم مفید باشد. حالا بیاید از وزارت بهداشت در موردش استعلام کنید، آنها هم اعلام کنند وزارت مخابرات اطلاعات کافی نداده است. لپ کلام ما نمی خواهیم اعلام کنیم بد هست و شما هم نفهمید بد هست

Sunday، October 11، 2009

ناامید امیدوار

آدم خوشحال باشد یا ناراحت یک چیز عادی هست!! اما اینکه نمی دانی ناراحت هستی با خوشحال دیگه نوبرش هست. خیلی چیز عجیبی هست، جمعه هم غم داشتم هم نمی خواستم غم داشته باشم کسل بودم اما شاداب بودم! جمیع نقایض توی خودم دیدم و من مانده بودم که چرا اینجوری برخورد دارم می کنم با خودم. هنوزم نمی دانم چی شده است!! ناامید هستم اما امیدوارم. مهملات !! مثل یه آدم مست شدم که در اوج مستی احساس هشیاری داره.
3 ماه آینده ، وحشتناک و سختر ین روزهای زندگی من هست اما نمی دانم چرا دارم با آغوش باز به استقبالش می روم!!

Thursday، October 08، 2009

خوشبینی

از احمد محمود پرسیدن به آینده امیدواری؟خوشبین هستی؟ در جواب می گویید : آره، باید بود، اگر نباشیم باید سرمان را بگذاریم و بمیریم!!

Monday، October 05، 2009

انصاف نیست

از خار و مادر مردم عذر می خواهم اما

چیز مبارکم توی زندگی نامبارکم!!
از اول ما را گول زدند!!خدایش این انصاف نیست

بنگاه اقتصادی جدید در ایران

من هی در مورد این مخابرات لعنتی نمی خواهم بنویسم، هی روی اعصابم راه می روند!!
بالاترین را که می خوانم، هی صحبت از شنود می شود و اینکه حالا که سپاه مخابرات را خرید ، هر روز ما را شنود می کن، و از این حرفها. نکنه ای غافل از آن هستند این هست که سپاه چه قبل از خریدن و چه بعد از خریدن مخابرات شنود می کرده و خواهد کرد! روز قبل از انتخابات چه کسی اس ام اس ها را قطع کرد!! چه کسی تلفن های موبایل را در هر تظاهرات قطع می کرد!! مساله سپاه شنود نیست که منفعت مادی هست. سپاه حتی این قدرت را دارد که ایرانسل را هم قطع کنه.برای اینکه اگر مقاومت کند شرکت ایرانسل، به طور 100% از گردونه رقابت حذف می شود
هدف اصلی سپاه، استفاده از این اصل هست که زیر ساخت مخابرات ایران دولتی هست و هر کس که بتواند این زیر ساخت را بدست آورد سود فراوانی به دست می آورد!! مخابرات سود محض بود و هست. به قرارگاه خاتم الانبیا نگاه کنید، پروژه های نفتی یک مثال روشن هست که سپاه دارد از خودش یک غول می سازد.غول چند سری که به طور عادی کسی توانایی مبارزه با آنرا نداشته باشد.بانک تاسیس می کند!! یک نهاد نظامی دولتی چه نیازی به سود آوری و کسب و توسعه دارد؟ سود این فعالیت اقتصادی در کجا خرج می شود؟ به نظر من این پولها به جیب فلسطین یا لبنان هم نمی رود! این پول مستقیم به جیب سرداران سپاه می رود و رهبران آنها! نظیر این موضوع در روسیه هم اتفاق افتاد. افسران سابق ک.گ.ب به طرز عجیبی پول دار شدند، شرکتهای نفتی را تصاحب کردند. ولادمیر پوتین یکی از این افسران بوده و حوادثی هم در انتخابات روسیه افتاده است بی شباهت به ایران نیست. با این تفاوت که در روسیه وضع مردم بدتر از قبل نشده است اما در ایران به سبب بی دانش بودن و حریص بودن بیش از اندازه این اتفاق افتاده است. سرداران امروز سپاه تنها غصه جیب خودشان را دارند! امروز دولت را فقط برای پول در آوردن می خواهند!! اما به یک چیز توجه نمی کنند که اسلحه در اقتصاد، مثل راهزنی نیست!! اقتصاد مملکت را با اسلحه نمی شود چرخاند و رکود اقتصادی با زور اسلحه از بین نمی رود

Sunday، October 04، 2009

عکس

یادم باشه یک عکس بندازم. این جماعت که میان کانادا، همه یک مدل عکس دارند!! انگار واجب واجبات که توی این فیگور عکس بندازند!! من ناقص العقل نفهمیدم چرا ولی همه یه عکس اینجوری دارند!! با تمام وجود می پرند بالا ، دو لنگ را باز می کنند و عکاس این صحنه تاریخی را ثبت می کند!! خدایش سخته!! اگر وزنت هم بالا باشد که سخت تر.محتمل من به دلیل وزن بالا تا حالا از این مدل عکس ها ننداختم (می توانید بخوانید این کلمه را ؟) وگرنه مگر چه چیز ما از دیگران کمتر است؟ چیزمان خیلی بیشتر نباشد کمتر نیست

یک مقدار ابراز فضل کنیم :
توی سور بز ماریو بارگاس، یه روزنامه هست که اخبارش طبق نظر دیکتاتور چاپ می شود و یک جورایی خبر از آینده و اتفاقاتی می دهد که قرار است بی افتد. ما هم از اینها داریم! خیلی وقتم هست که داریم.کیهان خودمان ، که بود، بردار حسین یدی طولانی دارد، متن دادنامه را قبل از قرائت چاپ می کنه بیا ببین . اما به تازگی یک عدد روزنامه در می آید به نام جوان، وابسته به سپاه، که خبر هایش دروغ که چه عرض کنم اراجیف هم نیست!! امروز یک خبر از این روزنامه خواندم به این عنوان که بهایی ها فعالیت اقتصادی زیادی می کنند و فلان شرکت وارد کننده متعلق به یک بهایی هست. یاد قضیه ایران کرست افتادم که بخش اقتصادی وزارت اطلاعات می خواست از چنگ صاحبش در بیاره. حالا معلوم نیست کدام سرداری برای این شرکت دندان تیز کرده می خواهند یارو را کله پا کنند

عرایض فرمودند که خودشان مبارزه کنید، و منتظر دستور ما نباشید!! من ترجمه می کنم : هی تن لش ها، ما تا کی باید از این ور و آن ور آدم جمع کنیم که به نام دانشجو بسیجی وحشی بازی در بیارند!! مفت مفت از امکانات استفاده می کنید، یه ذره تکان بدهید خودتان را مادر قحبه ها!! مگر براتون چماق نخریدیم!! ما دیگه اتوبوس نداریم که هی آدم بار کنیم بیاریم وسط دانشگاه، خودتان چماق بکشید دیگر!! دوستان بسیجی و مسجدی، از اینکه آدم خطاب شدید من عذر می خواهم، گوسفند به اتوبوس نمی آمد مجبور شدم بگم آدم!!

کون گشاد مایه نشاط ، این همین جوری آمد!!
شقایق ک...خله!! و شاید من!! این از آن جهت می گوییم که دیوانه ها عاقل را دیوانه فرض می کنند!!

Friday، October 02، 2009

تبانی تبانی!!

آقا می خواهی تبانی بکنی بگو ما الکی صبح زود پا نشیم دیگه!! آخه به این مسخرگی که نمی شه!! آن پارسال که یه بازیکنی که تحت فشار نبود، همه دورش را خالی می کنن که بپره بالا آبشار بزنه،دقیقه نود پنالتی بده که پرسپولیس نبازه.این هم از امسال که پنالتی تخمی می دهد.بعدش که دروازهبان همکاری نمی کنه، پنالتی را می گیرد، مدافع ها همکاری می کنن که ریباند گل بشه!! بعدش استقلال فشار میاره، بازیکنان پرسپولیس شل می دهند!! تا یه گل بخورند. نمایش تمام شد دیگه.بازی فوتبال تبدیل به استپ هوایی می شود!! بکش زیرش!!

خوشم آمد تو استادیوم هم گفتن میر حسین ، هم ریدن تو این نمایش مسخرشون!! تبانی تبانی گفتن اساسی. خودشان هم که ماشاالله اینقدر ضایع هستند که نگو و نپرس. سریعا اقدام به مصاحبه کردند و اعلام کردند که تبانی نشده!! آره ارواح خاک باباتون!!

17 تا از بچه های تحکیم را گرفتن.یکشون را می شناختم.امیدوارم دوباره سالم ببنمش!!

باران میاد، حس درس نیست.اما باید خواند!!