Sunday، December 20، 2009

درگذشت شرف مرجعیت شیعه

می گویند آدمهای خوب، مرگ های راحتی دارند و زجر نمی کشند. امروز آیت الله منتظری، کسی که در مقابل اعدامهای 67 ایستاد و اعلام انزجار کرد و تمام تلاشش را برای توقف اعدامها انجام داد. آزاد و رها زیست.
یادش گرامی باد، خاطرش زنده

پی نوشت :
خیلی ناراحت شدم از خبر فوت آیت الله منتظری.واقعا ناراحتم

Saturday، December 12، 2009

میلاد بامداد مبارک باد

شاعر که با شعرهایش را بروی قلب همه حک کرد

Friday، December 11، 2009

دستگیریهای بی منطق

به نظر می رسد هر کس که در دانشگاه ها به طور علنی فعالیتی می کرده ، با بسیج مخالف بوده و رابطه ایی با انجمن های اسلامی طیف علامه داشته را دستگیر می کنند!! همین الان خبر دستگیری ادریس صالحی را شنیدم.بعد از میلاد اسدی، این دومین عضوی هست که از نزدیک می شناختم !! در مورد ادریس صالحی می توانم بگم که خیلی محافظه کار بود. واقعا از خبر دستگیرش شوکه شدم. هر کس که فرمانبردار بسیج نباشد باید دستگیر بشود!! داریم به سمت حکومت نظامی می ریم!!

Thursday، December 10، 2009

عنوان

به صفحه سفید ادیتور نگاه می کنم، می خواهم بنویسیم، نمی توانم.راست می گویند افراد کمی قلم را روی کاغذ می رقصانن، و دیگران قلم را شکنجه می دهند

نمی خواهم به عکس مجید توکلی نگاه کنم، یه جور شکنجه برام هست! از نگاهش آزادگی می ریزه ! آدم از آزادگیش عرق شرم می ریزه

ازت عذر می خواهم، من اگر دروغ گفتم نمی خواستم ناراحت شوی.می دانم این حق را داری که همه چیز را از اول بهت می گفتم ولی من جراتش را نداشتم. باز کردن درون برای دیگران سخته! اعتماد کردن به دیگران سخت هست.تو تقصیری نداری، کوتاهی از من هست. من دلم می خواهد همه از من خوبی به یاد داشته باشند. نمی خواهم وقتی یاد آن موقعها می افتی ، پشیمان باشی. تک تک ذره های وجودم از حقیقت نگفته سنگینی می کنه

Wednesday، December 09، 2009

حق 1

پس از مدتها حس می کنم یک جا که حقم بوده توانستم حقم را بگیرم.البته هنوز معلوم نیست موفق شدم یا نه! برای یکبار هم که شده بر خلاف عادتم سکوت نکردم بلکه دارم فریاد می زنم

پی نوشت :

من با سیاست حمله بازی می کنم! التماس در کار ما نیست که فقط حمله هست. وقتی از حد خود گذشتند عقب نشینی هم فایده ای براشون نداره

Tuesday، December 08، 2009

خشونت عریان

حمله به مردمی که از اتوبوس پیاده می شدند! این آخرین شاهکار گروه های فشار ایران هست! تنها پیام این حرکت یک چیز هست. طرفداران دولت و سپاه کنترل جامعه را از دست دادند و پیش به سقوط می روند! بیرون آمدن چماق دار ها، حمله به موسوی و همسرش، حمله امروز بسیجی ها به دانشگاه تهران و شهید بهشتی ترس حکومت سپاه هست.آنها تا به امروز همه بازی ها را باختند، 25 خرداد، 30 خرداد، 13 آبان ، روز قدس و روز دانشجو و می دانند که محرم و 22 بهمن در پیش هست. به خوبی می دانند که مردم ناراضی هستند.رکود اقتصادی هم اضافه کنید. فشار خارجی را هم در نظر بگیرید. حتی روحانیون سنتی هم به ناراضی هستند. تنها راهی که دولت و سپاه می بینه متشنج کردن هست و بهانه آوردن برای ورود تانک ها به خیابان، غافل از اینکه، آوردن تانک و نظامی ها، اعتراف به بدون پشتوانه بودن نظام هست.
امروز، بر خلاف سال 78، مردم ناراضی بیشتری هستند و این تنها دانشجویان سیاسی نیستند که مخالف هستند. نگاه کنید به دانشگاه های سراسر کشور، همه جا صدای اعتراض هست. در سراسر کشور صدای اعتراض شنیده می شود.همه دانشجویان معترض هستند و تنها یک جمع سیاسی محدود نیستند.
از الان قصه 22 بهمن رو دارند! نمی دانند چه جوری با مردم برخورد کنند! نمی دانند که لمپنهاشون را برای تظاهرات ببرند یا سرکوب.
برای من تعجب هست که متوجه نمی شوند که این راهی هست که همه دیکتاتورها رفتند و نتیجه نداده؟! عکس مجید توکلی را با چادر و لباس زنانه انداختند که چه چیز را ثابت کنند؟! مجید توکلی ادعای چیزی ندارد ، شمایید که صداتون فلک را کر کرده، اما فقط طبل تو خالی هستید.مجید توکلی مثل مرد در زندان جلوی شما ایستاد.همه دیدند که در با شجاعت در امیر کبیر صحبت کرد و چطور دستگیرش کردند! این عکس را منتشر کردید که چه چیزی را ثابت کنید؟ رذلی خودتان یا حماقتتون! خیلی دیکتاتور ها کارهایی بدتر با آزادیخواهان کردند اما نتیجه نگرفتند.شما هم مستثنا نیستید
کوتاه سخن، چینین خشونت عریانی از دولت نشان قدرت نیست، که ترس هست.شکستن ابهت کاذبشون بدست خودشان هست

Saturday، December 05، 2009

آرزوهامون

آدمها با امید به آینده شون زنده هستند، آرزوهاشون سرمایه ای بزرگ هست براشون.
بچه ها به آروزهاشون امید دارند و با عشق به آرزوهاشون بزرگ می شوند، من می خواهم دکتر بشم، بغلیم فضانورد،جلویم مهندس
خیلی وقت هست که می دانم خیلی از آرزوهام ، فقط تو رویاهام محقق می شود، حتی خوابشون را هم نمی بینیم
هر چه بزرگتر می شویم، فقیر تر می شویم و آینده گزنده تر
یادتون میاد بزرگترین آرزوتون چی بود؟

Thursday، December 03، 2009

اگر بشه چی می شه

لامصب چی می شد اگر می شد!! چی می شد یک آدم خیری بیاد برای ما این تز مزخرف را بنویسه؟! یه بار ... ما تو عسل، به کسی بر نمی خوره!!

هوا هم داره خوب سرد می شود، یواش یواش باید منتظر برف باشیم. من هم برف دوست دارم ، هم باران.البته اگر پای پیاده نبودم خیلی بیشتر دوستاشون دارم.باران با حالتر هست،سیگار و چایی زیرش خیلی می چسبه. کارهایی که دلم می خواهد و نمی توانم انجام بدهم!

خوشم نمیاد کسی خنگ فرضم کند.یا خودت را برام توجیح نکن یا گل واژه تحویلم نده.آره داداش خودتی! به من چه تو چه می کنی یا چه شکری می خوری!! بخور، نوش جانت، ولی برام تاتئر راه نیانداز

قبلا گفتم یا نه،یادم نمی یاد، از نگاه کردن به چشم افراد زیاد خوشم نمی یاد.وقتی که حرف می زنن که اصلا نمی توانم نگاه کنم بهشون! اما عاشق نگاه خراسانی، هستم